السيد محمد حسين الطهراني

97

امام شناسى (فارسى)

من دارم بيايد و مرا تنها نگذارد ، و براى نصرت دين خدا قيام كند ، و در زنده بودن و مردن من اين بار را به دوش بگيرد ، در زنده بودن مصاحب و ملازم من باشد ، و پس از مرگ از عهدهء وظائف رسالت برآيد ، و دينى را كه من به خدا دارم و عهده‌اى را كه قبول كرده‌ام ادا كند . بنابراين با قبول كردن چنين موضوعى ، أميرالمؤمنين در تمام مراحل اداء رسالت ، و رسانيدن مردم را بسر منزل سعادت ، و متعهّد بودن به عهده أعباءِ و مشكلات خلافت با وجود مقدّس رسول خدا سهيم و شريك بوده است . صلَّى الله عَلَيكَ يا أبا الحَسَن ، تصوّر نشود كه مقامى را كه رسول الله از عنوان برادرى و وزارت و خلافت و وراثت و ولايت به آن وجود عزيز ، عنايت فرمودند يك امر تشريفاتى ، و يك نتيجه و بهره‌اى در مقابل قبول او بود ، و كَانَّهُ مىخواستند جزاى او را به اعطاى چنين مناصبى داده باشند ، بلكه با اين جملات او را براى تحمل مشاق در تمام اين امور طلبيدند ، و فرمودند : كيست كه اين كوه عظيم و كمر شكن را به دوش مىگيرد ؟ كيست كه در مخالفت مشركين و دنياى كفر و شرك دوش به دوش من قيام نموده ، و نگذارد كه تمام اين فشارها تنها بر من وارد آيد ؟ كيست كه در جنگها و غزوات از جان و دل به تمام معنى در رتبه و رديف من براى اعلاى كلمهء حقّه قيام كند ؟ كيست كه خود را در برابر مخالفتهاى شديد قريش و طوائف كفر بىپروا حاضر ببيند ؟ كيست كه‌براى هجرت و دربه‌درى در كوهها و بيابانها متوارى شود ؟ كيست كه حاضر باشد در ليلة المبيت در جاى من بخوابد و بدن خود را زير شمشيرهاى شجعان عرب قطعه قطعه ببيند . كيست كه و كيست كه حتّى بعد از موت من در برخورد با منافقين امّت خود را نبازد ، و يك ذرهء هوى در دل خود راه ندهد و با هزاران مشكلات و كوههاى غم و اندوه بسازد ، و دست از دست تخطّى نكند و ناله‌هاى دختر من زهراء ، او را به احساسات قبيلگى و قومى تحريك نكند ، و مانند درياى عظمت و وقار طبق وظيفه خود رفتار نموده ، و نه تنها عصر آن‌روز بلكه تمام عالم بشرّيت و انسانيّت را تا روز رستاخيز ، به علم و حلم و عظمت و وفا و صفا و صدق و زهد و بىاعتنائى به غير خدا تعليم و